پرنده ی من...
پنجره رو براش باز کردم , با شوق پرواز کرد
بال زد و دور شد بدون اینکه حتی برگرده و نگام کنه دورِ دور....
دیگه نمی بینمش , اون رفت ......................
می دونم دیگه برنمی گرده .... پرنده ها برای برگشتن ساخته نشدن.............
خداحافظت.............
اسمم یادش می مونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟............
خوش به حالش کاینقدر آزاد بود....
+نوشته شده در پنجشنبه 11 تیر1388ساعت0:1توسط مهری |

