دلم یه حرکت می خواد یه تنوع.......
اما راستش ما آدما در هر مرحله ای از زندگی ام که باشیم بازم ناراضییم.........
البته چه خوبه که این باعث تحرک و پیشرفتمون بشه .... توسل به خدا مهمه اما در دام تقدیرگرایی و بی همتی نیفتادن هم مهمه .....
شاید جمله مارکس یه جورایی درست باشه که گفته خدا باعث ازخود بیگانگی آدما می شه چون در این حالت دیگه آدما قدرتشونو باور ندارن و همه رو دست خدا می سپرن....
همه چیز در حد تعادل......... این چیزیه که این روزا به خودم می گم ..... اینکه عنانم رو به عقل بدم نه به دل شکستم......
گاهی اوقات ولمون می کنه تا خودمون پا بزنیم...
وای که نکنه یه بار محکم بخوریم زمین؟؟؟... اما وقتی برمی گردی و با ترس پشت سرتو نگاه می کنی می بینی با لبخند داره پشت سرت میدوه و مواظبته و با لبخندش بهت اطمینان میده که هواتو داره و نمی گذاره که به بیراه بری و زمین بخوری...
وای که چقدر این لحظه رو دوست دارم...
گاهی اوقاتم خودش میشینه و تورو تو بغلش میگیره و اون موقع خودشه که پا میزنه و دوچرخه رو راه میبره و درست رفتنو یادمون میده.....
کاش دوچرخه سوار لایقی باشم...

پادشاه فصلها
پاییز...........
.........
........


