تبليغاتX
نمی دانم

نمی دانم

نمی د ا نم به غیر از ا ین نمی د ا نم چه می د ا نم...؟؟؟
روزها
این روزها فقط دارم به گذر زمان نگاه می کنم ................

هیچ کاری رو از پیش نبردم .... خیلی بد میگذره همه چیز........

بگذر شبی به خلوت این همنشین درد......... 

 

 

+نوشته شده در جمعه 25 مرداد1387ساعت0:34توسط مهری |
درخت
وقتی دلم می گیره و از انسان بودنم و تمام کارهایی که باید به خاطرش انجام بدم خسته میشم با خودم فکر می کنم اگر انسان نبودم پس دوست داشتم چی باشم؟؟؟؟؟!!!!!!!!!اون موقع است که نگام دنبال یه درخت میگرده....شاید بید مجنون یا نارون یا شایدم صنوبر یا همون سیب .....چقدر دوست داشتم به جای آدم بودنم درخت بودم بعدشم یاد شعر درخت آسمان عرفان نظرآهاری می افتم که میگه

....فکر می کنم توی آسمان جا برای یک درخت هست....

...راستی هیچ فکر کرده ای یک درخت توی باغ آسمان چقدر دیدنی است؟؟؟؟!!!

وای خدای من انسان بودن خیلی سخته خیلی ....آخه در مورد ما چی فکر کردی که این همه کار ازمون می خوای؟؟؟؟ یا حداقل در مورد من؟ منی که....... وای سخته.... خودت کمک کن. 

+نوشته شده در یکشنبه 13 مرداد1387ساعت12:57توسط مهری |
اورلیوس...

امروز داشتم کتاب تاملات مارکوس اورلیوس را نگاه می کردم یه گوشه دنج پیدا کرده بودم و داشتم به تک تک نوشته هاش فکر می کردم واقعا نوشته های این کتاب آدم رو به تامل وادار می کنه چقدر زیبا نوشته, و عمیق ....

توی توضیحات کتاب نوشته شده که اورلیوس یکی از نامدارترین فیلسوفان رواقی در باب مسائل بنیادین حیات آدمی است و در این کتاب سعی می شود که انسانها را به خودشناسی ترغیب کند.

گفته اند : " هیچ نفسی عامدانه حقیقت را قربانی نمی کند." همین امر درباره عدالت, خویشتنداری , مهربانی یا هر فضیلت دیگری صادق است. اگر این نکته را همیشه در ذهن داشته باشی , با ملایمت و عطوفت بیش تری با مردم رفتار خواهی کرد .

...

گاهی اوقات برای اینکه یادم نره زندگی زیباست احتیاج به یادآوری دارم.

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 8 مرداد1387ساعت11:30توسط مهری |
من دچار خفقانم خفقان...
گاهی اوقات از خفقان نمی تونم نفس بکشم ......

آخه به کی بگیم این همه دردرو.....

+نوشته شده در یکشنبه 6 مرداد1387ساعت17:35توسط مهری |