دوشنبه آخرین روز کلاسهای کارشناسی ارشد بود....
یاد آخرین روز دوران لیسانس افتادم که چقدر همگی از اینکه ازهم جدا می شدیم ناراحت بودیم... اما الان خیلی راحت از هم خداحافظی کردیم .
همیشه هر کس بهم میگفت هیچ دورانی به خوبی و خوشی دوران لیسانس نمی شه باورم نمی شد اما حالا فهمیدم که چقدر دوران خوبی بوده ... اون خنده ها و شیطنتها... کلاس... میدون محسنی ...سینما ...خانه هنرمندان... پارک... امامزاده صالح... پاساژگردی و.... با تمام دوستان خوبم زهرا زهرا آتنا فرناز سمیه زهره و... یادش به خیر
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست...
هفته قبل با دو دوست عزیز راهی شیراز شدیم و دلی از عزای خونه نشینی!!!درآوردیم ...
خیلی خوش گذشت به خصوص اینکه دو دوست با معرفت شیرازی هم داشتیم.
جایی که بیشتر از همه به من خوش گذشت و کلی انرژی گرفتم سعدیه بود...فوق العاده بود هم مقبره اش وهم آب رکن آبادش...
جای دوستان خالی.................

